شد و جهان يوناني زير سلطهٴ فرمانروايان غربي قرار گرفت (1204 ـ 1261). سلطهٴ لاتيني به يونان هم كشيده شد، مثلاً خانوادههاي لاروش و برايان بر ((دوكنشين آتن)) فرمان راندند و سپس به دست كاتالانها، سيسيليان، فلورانسيان و ونيزيان افتاد! هر يك از اين ملتهاي فاتح زبان و عادات خودشان را آوردند، كه مطلوب درباريان و بازرگانان خودشان بود، ولي زبان يوناني از آن آزمون طولاني پيروز بيرون آمد. البته رنگ اصطلاحات خارجي را گرفت، ولي در اساس تغييري نكرد. اين فراز و نشيبها در
تاريخ موريا بهخوبي نشان داده شده است، تاريخي كه به يوناني، فرانسه، ايتاليايي و كاتالان نوشته شده. بيشك سه زبان آخري در شبهجزيرهٴ يونان با درجاتي از توفيق و رواج روبهرو بود و مقبوليت يوناني تاحدي ممكن است ناشي از رقابت اين زبانهاي رقيب در ميان خودشان باشد؛ گرچه در وهلهٴ اول مرهون قدرت و عظمت خودش بود.
اين قدرت از نوشتههاي آن زمان معلوم ميشود. بررسي همهٴ اينها وقت زيادي ميگيرد، چون در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم بيش از سي تن موٴلف يوناني را ذكر كردهام. كافي است ((دستوريان)) را بررسي كنيم، يعني كساني را كه به زبان خودشان اهميت ويژهاي دادند و مايل بودند ساختار آن را دريابند و گنجينههايش را بررسي كنند. اين دستوريان به هيچروي حرفهاي نبودند، مگر احتمالاً دو نفرشان، يعني تريكلينيوس و توماس ماگيستر؛ ديگران رياضيدان، مورخ، قاضي و متكلم بودند.
ماكسيموس پلانودس (سيزدهم ـ 2)، مانوئل موسخوپولس، نيكلايوس رابدَس، ماتايوس بلاستارِس، نيكهفوروس گريگوراس آثاري در زمينهٴ دستور زبان نوشتند.
سوٴالات دستوري مانوئل موسخوپولس در تاريخ زبانشناسي كلاسيك داراي اهميت ويژهاي است، چون از جملهٴ نخستين آثاري است كه چاپ شد و در غرب مورد استفادهٴ وسيع دانشجويان زبان يوناني قرار گرفت. مجموعههاي كلمات و عبارات توسط موسخوپولس، توماس ماگيستر و كنستانتينوس آرمِنُوپولُـس تأليف شد. يادآوري تأليف ((جُنگ يوناني)) پلانودِس ضرورتي ندارد، ولي او دو جُنگ ديگر هم تأليف كرد. ما شرحهاي فراواني بر آثار كلاسيك قديم را به موسخوپولس و دمتريوس تريكلينيوس مديونيم؛ گريگوراس سرگردانيهاي اديسه را شرح داد. سرانجام بارلام از نخستين ناقلان ادب يوناني به غرب بود.
در اينجا آموزش يوناني در غرب مطرح ميشود. اين آموزش در طي قرنها تدريجاً، ولو با كندي بسيار، فزوني ميگرفت. زماني كه ميشد گفت اديبي مانند جان اسكات اريگِنا (نهم ـ 2) بهعلت معلوماتش در زبان يوناني بيهمتاست،1 ديگر از مدتها پيش سپري شده بود. در مجلد
1. هنري بِت تحقيقش دربارهٴ اريگِنا را چنين آغاز ميكند (كمبريج 1925): ((او تنهاترين چهره در تاريخ فكر اروپاست.)) اريگِـنا معلومات خارقالعادهاش در زبان يوناني را مرهون تحصيل در يك صومعهٴ ايرلندي بود و ايرلند تنها كشور اروپاي باختري بود كه در آن آموزش زبان يوناني ادامه داشت.